سفرم به مکه

تصویر_شاخص_نوشتار_ها

۱۶ سال داشتم سال دوم دبیرستان بودم.

روزی معاون مدرسه مفتح آقای ندیمی آمدند سر صبحگاه گفتند که برنامه ای هست به نام عمره دانش آموزی

که حدودا ۴۰۰الی۵۰۰ هزار تومان هزینه اش است(به قیمت آن زمان) افرادی که میخواهند بیایند ثبت نام کنند

تا بین آنها قرعه کشی شود و مشرف شوند.

من که از همان اول با خودم گفتم ما که همچین پولی نداریم و مادرمان خودش یکبار بیشتر نرفته حج

و همچین امکانی برای ما که وجود نداره بریم و اصلا فکر رفتن به ذهنمم خطور نمیکرد.

اما چند روز بعد به مامانم گفتم آره همچین چیزی رو تو مدرسه اعلام کردند.

خب مادر هم چیز خاصی نگفت.

اما گویا بسیار خوشحال شده بود و قصد داشت مارا بفرستد حج و با خودش گفته بود استخاره ای میکنم ببینم چه می آید هرچه آمد همین میکنم.

از قضا استخاره کردند و صاف آیات مربوطث به حج آمده بود.

مادر ما هم که در تعجب این قضیه مانده بود گفت هرطور شده میفرستمت بروری.

من هم تو دلم به خودم میگفتم ای بابا مادر!دلت خوشه زمان ثبت نام گذشته که هیچ قرعه کشی هم کردند تمام شد.

من که بچه بودم و کاری را پیگیری نمیکردم.

اما بعد از چندهفته مادرمان ما را برد آموزش و پرورش ناحیه و اسم ما را در لیست اضافی گنجاندند

و برایمان گذرنامه هم گرفتند.

مدتی بعد هم زنگ زدند گفتند خوشا به سعادتتون ماه رجب که مستحب ترین ماه برای حج است مطابق با مردادماه مشرف می شوید.

من که هنوز باورم نشده بود اما کوله بار خودم را بستم و یادمه اون زمان که خیلی عاشق مطالعه کتب دینی شده بودم به خیال خودم۲جلد منتهی الآمال و یک مفاتیح جامع و کمیای محبت(رجبعلی خیاط) و کتاب حج دکترشریعتی و چندتا کتاب کوچک دیگر با خودم بار کردم که ۲هفته ای که اونجا هستم بخوانم.

که این هم قسمتی داشت که در ادامه خواهم گفت.

Share:

ارسال یک در تیکت پاسخ جدید آمد

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها